ویژه نامه محرم/روضه شب عاشورا /روضه امام حسین (ع)

          روضه شب عاشورا ـ ذکر مصائب امام حسین (ع)  

         

شب عاشورا بود و خیمه گاه حق در تب و تاب... در عصر روز تاسوعا «شمر بن ذی الجوشن» به همراه هزاران نفر نیروی کمکی به صحرای کربلا رسید و «عمر بن سعد» را برای حمله به امام (ع) تحت فشار قرار داد. عمر سعد دستور حمله را صادر کرد. صدای همهمه لشگر که به گوش امام حسین (ع) رسید، برادرش عباس (س) را صدا کرد و به همراه چند تن از بزرگان کوفه ــ که خود را به کاروان حق رسانده بودند ــ به نزد دشمن فرستاد تا از قصد آنان آگاه شود...........

ادامه نوشته

روضه های دهه اول محرم(۳)  روضه شب سوم ـ حكايت حر ؛ حماسه توبه و تصميم

           روضه های دهه اول محرم(۳)

     

      روضه شب سوم ـ حكايت حر ؛ حماسه توبه و تصميم
ادامه نوشته

روضه های دهه اول محرم(۲)روضه شب دوم ـ ورود كاروان عشق به كربلا

           روضه های دهه اول محرم(۲)

       

 روضه شب دوم ـ ورود كاروان عشق به كربلا

ادامه نوشته

روضه های دهه اول محرم (۱) روضه شب اول ـ مصيبت مسلم بن عقيل

       روضه های دهه اول محرم (۱)

  

      روضه شب اول ـ مصيبت مسلم بن عقيل
ادامه نوشته

پرندگانی که ندای "وای حسین کشته شد" سر دادند

پرندگانی که ندای "وای حسین کشته شد" سر دادند

 شیخ علی آزاد قزوینیحضرت ایت الله حاج شیخ علی ازاد قزوینی :
شبی خدمت مرحوم آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی بودم، ایشان مرا برای شام دعوت کرد، پس از صرف شام از من پرسید: فردا کجا می ‌روی؟ عرض کردم: قصد دارم پیاده به کربلا بروم. گفتند: اینقدر پیاده کربلا رفتی، آیا در بیابان چیز خاص و غیر طبیعی ندیدی و یا نشنیدی؟ گفتم نه. هر چه مردم می‌بینند یا می‌شنوند من هم می‌ بینم و می‌ شنوم.
ایشان گفتند: اگر فردا کربلا رفتی، در بین راه بیابانی است به نام «ابوالهدمه»، هیچ آبی در آن وجود ندارد. در آن بیابان یک ساعت به غروب آفتاب، در زیر بوته‌های بلند، خوب نگاه کن، ببین چه می‌ بینی و چه می‌ شنوی!
فردا با پسرم به سمت کربلا حرکت کردیم و به بیابان «ابوالهدمه» رسیدیم و مدتی منتظر شدیم تا سفارش استادم را انجام دهم. ناگهان نزدیک غروب آفتاب، مرغ‌ های زیادی را دیدم که از گنجشک‌ بزرگتر بودند و از بوته‌ها بیرون می‌ آمدند، شنیدم این مرغ‌ ها فریاد می ‌زدند: «وای حسین کشته شد». گروه دیگری به زبان عربی می‌گفتند: «وای حسین قد قُتِل». موقع غروب آفتاب ناله‌ها ی مرغ‌‌ ها به پایان رسید و من با پسرم به سمت کربلا حرکت کردیم.
وقتی از کربلا برگشتم و خدمت مرحوم آیت ‌الله شاهرودی رسیدم و جریان را گفتم ایشان به گریه افتادند.   
                                   منبع : حوزه نیوز

روضه‏خوانى در منزل يك نفر مسيحى!

        روضه‏خوانى در منزل يك نفر مسيحى!

                    ای سرزمین آسمانی

شب عاشوراى حسينى، مركز ايرانى‏ها در پاريس سياه پوش شده بود. شيخ محمد باقر واعظ، خودش را براى خواندن روضه و ذكر مصيبت آماده مى‏كرد. باورش نمى‏شد؛ دست تقدير او را در ماه محرم از آن سوى دنيا به فرنگستان كشانده بود. يكى از تجّار ايرانى مقيم پاريس كه با او سابقه رفاقت داشت؛ زمينه اين كار را فراهم آورده بود. در همين وقت شخصى نزديك شد و آهسته در گوشش گفت:.....

ادامه نوشته

مسلمان شدن یک بهایی بعد ازشفای فرزندش

 

   مسلمان شدن یک بهایی بعد ازشفای فرزندش

                                 

    وقتی پسرم را برای اجرای تعزیه دادم، امید زیادی به شفای او داشتم و در دل از امام حسین(ع) خواستم تا او را شفا دهد که بعد از مدتی کم‌کم علائم بهبودی در فرزندم مشاهده شد و بعد از مدتی حال او بهبود یافت.

ادامه نوشته

ذکر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (علیه السلام)

 

      ذکر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (علیه السلام)

     

                                     بس که خونبار است چشم خامه‏ام‏
                              بوى خون آید همى از نامه‏ام‏
                              ترسمش خون باز بندد راه را
                              سوى شه نابرده عبدالله را

ادامه نوشته